خط داستانی
فیلم بلند براساس رویدادهای واقعی است که دو خانواده را برای همیشه تغییر داد. داستان، هم بامضحکه و هم هجو و هم تراژیک، در شهر ایروان ارمنستان آغاز میشود. گرگور جانوآن، استاد کشاورزی در دانشگاه ایروان، در نتیجه اتفاقی عجیب جان میسپارد که تا اندازهای مضحک همانند اتفاقاتی است که به زودی رخ میدهد. به سنت ارمنی، خویشاوندان جنازه را به خانه میآورند تا دوستان و خانواده برای دیدن جنازه به آنجا بیایند پیش از خاکسپاری. خانواده که در غم فرورفتهاند، متوجه نمیشود جسد روی میز غذاخوری گرگور نیست. دوستی از خانواده که در حال ادای احترام است، اشتباه را کشف میکند. گِرئگور شبیهسازیشده، روبر پاشایان، رئیس خانوادههای خلافکار سازمانیافته ارمنستان بود. دردسر unavoidable است، اما با پیش رفتن داستان، پسر گرگور، هایک، و دوستان او جستوجوی یافتن جسد پدرش را آغاز میکنند.