خط داستانی
هَینریک هفده ساله است و رویای تبدیل شدن به بازیکن حرفهای فوتبال را در سر دارد. او با والدینش و دو خواهر و برادرش جانا و اولیور در حومه مالمو زندگی میکند. زندگیشان پر از گرما و محبت است، اما دنیا در حال تغییر ناگهانی و شومی است. مادر هَینریک به سرطان مبتلاست و روزی غیرقابل تصور اتفاق میافتد. جهان آنها به شدت دگرگون میشود و روابط خانوادگی به آزمون کشیده میشود. اگرچه پدر هَینریک سعی میکند خانواده را نگه دارد، درد و رنج از دست رفتن همسرش بر او غلبه میکند و به رغم وفاداری به فرزندانش خیانت او عمیق است.