خط داستانی
پسری از خانوادهای بدهکار تصمیم میگیرد به زندگیاش پایان دهد و از یک قاتل حرفهای درخواست میکند تا این کار را انجام دهد، که قول میدهد او را در عرض چهل و هشت ساعت بکشد. اما روز بعد، پول، شانس و عشق دوباره به او لبخند میزنند. سپس یک بازی پنهانکاری جهنمی بین قاتل و قربانیاش آغاز میشود.