خط داستانی
سیمور یک تنهاست. پسری کوچک، خجالتی و درونگرا با یازده سال سن که والدینش از هم جدا شدهاند. به طور تصادفی سیمور با آنجی زیبا، بانشاط اما مصرفکننده مواد مخدر آشنا میشود که همچنین تنها و در دنیای ناراحتکننده خود گیر کرده است. رابطهای که بین آنها شکل میگیرد به هر دو آنها نیرو میبخشد و در طول تابستان طولانی و داغ با فراز و فرودهایش آنها به تدریج حقیقت درباره یکدیگر و خودشان را میفهمند.