خط داستانی
ناتان هِیز مردی مذهبی است که میکوشد مزرعهٔ خانوادگی را حفظ کند و به خانوادهاش انسجام بدهد. شهردار املاک برای خرید اکثر زمینهای مزرعهٔ اطراف تلاش میکند تا با دژنگ تاریخی، این شهر به محل ساخت آرامگاه و محل تفریحی تبدیل شود. شب طوفانی وحشتناکی، جسمی درخشان و نامشخص وارد مزرعهٔ هیز میشود و با آن نفرینی هولناک برای خانواده و اجتماع به همراه میآید.