خط داستانی
سامیر جوانی پرشی است که فکر می کند می تواند هر کاری انجام دهد. وقتی قرار ملاقاتی با Chandigrah Ki Shakira می گیرد، تصمیم می گیرد خودرو ماروتی جدید پدرش را از خانه بیرون ببرد. پس از یک شب دیوانه در بار، یک سفر تفریحی به مسیر Gehri و یک بوسه روی گونه، او خودرو را گم می کند. ماشین هدیه ای برای خواهرش در عروسی است و احتمالا تنها چیزی است که پدر خسیسش تا کنون خرج کرده است. با سه روز فرصت تا پیدا کردنش، او باید کاری کند تا پدرش از این ماجرا خبر دار نشود وگرنه او به مرغ کره ای تبدیل می شود. زندگی Sameer با روبه رو شدن با کاراکترهای دیوانه مانند یکی از رهبران بای از بازار سرقت، پیرمردی با تفنگ روی بینی و پلیس های Chandigarh به هم خواهد خورد