خط داستانی
در شهر کوچک تگزاس، بنری تیِد، مردی خوشمشرب و محبوب گورکن با مارجوری نوگنت، بیوه ثروتمند که به خاطر نَفَسِ تلخ شناخته میشود، دوستی برقرار میکند. وقتی او کنترلگر و ستمگر میشود، بنری برای رهایی از دست او راههای بیرحمانهای در پیش میگیرد.