خط داستانی
صدها سال پیش در لاپلند، پسری کوچک به نام نیکلاس خانوادهاش را در یک حادثه از دست میدهد. روستاها تصمیم میگیرند به این پسر یتیم کمک کنند. هر سال—در کریسمس—نیکلاس به خانهٔ جدیدی میرود تا بهعنوان تشکر، برای کودکان خانوادهها اسباببازی بسازد. با گذشت سالها، خانوادههای سرپرستیِ سابقِ نیکلاس متعدد میشوند و بهزودی تقریباً هر خانهای در صبح کریسمس هدیه دارد. در سیزده سالگی، نیکلاس برای زندگی و کار با ایساکی، نجار پیرِ عصبی، فرستاده میشود که ساخت هدایا را برای کریسمس محدود میکند. بهتدریج، اما، نیکلاس اعتماد ایساکی را جلب میکند. آنها با هم میراث کریسمس را احیا میکنند که اکنون نیز ادامه دارد.