خط داستانی
در کلمبیا درست پس از جنگ بزرگ، مرد پیری از نردبان می افتد و در حال مرگ به عشق خود به همسرش اعتراف می کند؛ پس از مراسم ترحیم، مردی به همسر اخیر می رسد اما او او را با خشم رد می کند. به بیش از پنجاه سال قبل بازمی گردد تا روزی که فلورتینو آریزا، پسر پیام رسان، عاشق فِر مینا دازه، دختر تاجر یک قاطرچی شود