خط داستانی
برای نمایش خود با نام «مسیحا»، درن براون به ایالات متحده سفر کرد تا پنج شخصیت شاخص را متقاعد کند که او قدرتی در زمینههای گوناگون دارد: موعظه مسیحی، ربودن توسط بیگانگان، قدرتهای فراشناختی، نظریههای عصر نو، و ارتباط با مردگان. با استفاده از نام جعلی در هر بار، او موفق شد همهٔ «کارشناسان» را متقاعد کند که قدرت دارد و چهار نفر به طور آشکار او را به عنوان یک پژوهشگر واقعی تأیید کردند. هدف نمایش تأکید بر قدرت تلقین در باورها و تواناییهای افراد و اینکه ما چگونه به سؤالاتی که به باورهای خودمان میانجامد پاسخ میدهیم یا به شواهد متناقض همچون فراموشی مینگریم. نتیجهگیری او این بود که مردم تمایل دارند تنها چیزهایی را بشنوند که به ایدههای خودشان معنی میدهد و شواهد متناقض را نادیده میگیرند؛ به این پدیده در روانشناسی تعصب تأییدی گفته میشود.