خط داستانی
این فیلم داستان یک خانواده را روایت میکند که از یک روستا به شهر منتقل میشوند. فاطمه پس از کشته شدن شوهرش در یک feud خونین به استانبول میرود. او در آنجا به عنوان دربان در یک ساختمان آپارتمانی کار میکند. دختر بزرگش، حلیمه، در رابطه با ریزا، یک مرد متأهل ثروتمند، است. دختر کوچکش، آیش، که در حال تحصیل در رشته هنرهای زیبا است، از شغل مادرش به عنوان نظافتچی شرمنده است. پسرش یوسف، از سوی دیگر، مصمم است که انتقام مرگ پدرش را بگیرد. او منتظر است تا محمود، مردی که پدرش را کشته، از زندان آزاد شود. در حالی که فاطمه سعی میکند دخترانش را محافظت کند، همچنین با تلاش برای قانع کردن یوسف به ترک feud خونین دست و پنجه نرم میکند.