خط داستانی
رازهایی در مورد ویرانههای یک خانه برج قدیمی وجود دارد، جایی که در شبهای خاص، زنی با صدای ناله یک آهنگ بیرون میآید، در میان افرادی که با پرتاب خود از برج خودکشی میکنند. پلیس به تحقیق در این مورد میپردازد، اما گیج و ناتوان از حل این معما میماند. این زن، همسر مرحوم ست دُرگاداس است. پلیس با ست دُرگاداس مصاحبه میکند اما نتیجهای ندارد. در همین حین، رانجیت (ن.ا. انصاری) دختر تنها ست دُرگاداس، سابیتا (شکیلا) را از چنگ یک ببر نجات میدهد و خود به طور دائمی دچار نقص عضو میشود. از روی دلسوزی، دُرگاداس او را به عنوان مدیر سازمان و ثروتش منصوب میکند و به زودی رانجیت طمعکار رنگ واقعی خود را نشان میدهد که در نهایت منجر به قتل دُرگاداس میشود و مظنون اصلی کسی نیست جز سورش کمار (اجیت)، مردی که سابیتا او را دوست دارد.