خط داستانی
مالک معدن ویلیام شارون به طور مکرر با گروهی از دزدان مواجه میشود که محمولههای طلا او را متوقف میکنند. شارون بانکدار چارلز کراکر را استخدام میکند، که به طور تصادفی ارتباطاتی با راهآهن مرکزی اقیانوس آرام دارد، تا یک خط فرعی از شهر ویرجینیا به شهر کارسون بسازد، تا طلاها از طریق راهآهن حمل شوند. جف کینکید، مهندس راهآهن، در این پروژه مشغول به کار است. با این حال، مخالفتهایی با راهآهن وجود دارد، عمدتاً از سوی مالک معدن دیگری به نام بیگ جک دیویس.