خط داستانی
زنی کارخانهای جنیتریلب قصد دارد لئوپولد فرزند نرم و کمزور شوهرش را به دختر معلم کورینا شیلت وصل کند. او میخواهد طرحهای همسر دخترش هیلنه را که میخواهد با برادرشوهر خواهر کوچکتر ازدواج کند، کنار بزند. در مهمانی نامزدی کورینا از خدمتکار لوئیز میفهمد که لئوپولد با او فرزندی دارد. کورینا ازدواج را کنار میگذارد، اما برای خانم ثریبِل ازدواج بین لئوپولد و لوئیز مسئلهای است که قابل قبول نیست... عدن شوالیه پتهفی با هنرپیشه فرانزیکا فران سازگارتر است که به لحاظ سنی با نوهاش ایگون بهتر است. او او را به خانهٔ خود معرفی میکند و با او ازدواج میکند.خواهرش، judithی سختگیر از گوندولسکرین، با این گام موافقت میکند هرچند فاصلهٔ سنی و اجتماعی وجود دارد. اما پس از رابطهٔ عاشقانهٔ بین جوان رد ایگون و فرانزیکا، همه چیز تغییر میکند...