خط داستانی
دانشجوی آنا با مادرش آنا و سباستین زندگی می کند — پسری که آنا با ترحم به خانه آورده اکنون در تلاشی برای اغوا کردن هر دو است. در مدرسه، آنا به گروا می رسد که کتابی از سیدار کائرگارد به او می دهد که او را به هر که کتاب را داده است جلب می کند. شیفته گروا، آنا کتاب را به درمانگرش می دهد که به او عاشق می شود.