خط داستانی
در ویرانههای هستهای زمین در سال ۲۰۸۷، آب به اندازه زندگی خود ارزشمند است. پایگاه ایزوله «چاههای گمشده» از هولوکاست جان سالم به در برده و ساکنان آن منبع وجود خود را محافظت میکنند. اکنون یک فرقه شیطانی از سرکشها میخواهد کنترل منبع آب ارزشمندشان را به دست بگیرد. و روستاییان نمیتوانند در برابر چنین نیروی نظامی وحشی مقابله کنند. تنها یک مرد میتواند به این جامعه آسیبدیده کمک کند - یک مزدور که در شهری دورافتاده و آدمخوار زندگی میکند. اما حتی او و دستیاران عجیبش نیز ممکن است نتوانند در این جهان دیوانهوار زنده بمانند.