انقلابی
بازپرس ابیای پراتاپ سینگ جوان، صادق و کوشا که با پلیس بمبئی خدمت میکند و از خانواده محترمی است که خواهرش آنو، مادر سوشما و پدر واودهش که فرماندار پلیس نیز هست میباشد. ابیای مدتها Mahendra Pratap Rana را به عنوان یک خلافکار قدرتمند و رابطهدار با تروریستها مظنون بوده اما تا کنون شواهد مادی برای اتهامزنی به پلیس جمعآوری نکرده است. فرماندار نمیتواند به کلام پسرش اعتماد کند زیرا ماهندرا فردی مشهور، بانفوذ و ثروتمند است. ابیای به تعقیب پرونده ادامه میدهد و با وجود اخطارهای رؤسایش در نهایت از کار تعلیق میشود. پس از تعلیق نیز ابیای میفهمد زندگی کلونی کرشناکانت توسط ماهندرا تهدید میشود و به پدرش مراجعه میکند که دیگر از هر گونه همکاری با او دریغ میکند. اکنون تنها ابیاس است که باید جان کرشناکانت را در برابر همه موانع حفظ کند.