خط داستانی
دیوی زنی است که در عشق کمتر خوش شانس است، هر مردی که دوستش دارد همیشه به دلیل مسائل ماوراءالطبیعه میمیرد. در تنهاییاش، دیماس، مردی که زمانی او را دوست داشت، ظاهر شد. اما سپس دیماس نیز توسط موجودات ماوراءالطبیعه به قتل رسید. دیوی از مرگ مردانی که دوستشان داشت بسیار ترسیده بود. سپس ایوان، پسر دوست مادرش ظاهر شد. سپس به همراه ایوان، دیوی در نهایت فهمید که قربانی است که باید توسط موجود ماوراءالطبیعه کشته شود. تا اینکه در نهایت دیوی و ایوان فهمیدند که موجود ماوراءالطبیعهای که او را میخواهد، فردی از گذشتهاش است.