خوان کالوو
خوان کالوو یک هنرپیشه اسپانیایی بود. او ارتباط خود را با سینما در سال 1934 با بخش کوچکی در نسخه صوتی La hermana San Sulpicio اثر فلوریان ری آغاز کرد. در بخشی از جنگ در منطقه ملی نمایشهای تئاتری را به نمایش میگذاشت، اما در پایان جنگ صحنه را رها کرد و تماماً خود را وقف سینما کرد که فیلمشناسی آن شامل حدود هشتاد عنوان است. در سال 1938 او در استودیو آلمانی Ufa، Suspiros de España، توسط بن فیلمبرداری کرد.ito Perojo، و سال بعد فیلمبرداری فیلم فرناندو دلگادو، El genio alegre را که در سال 1936 آغاز شده بود، به پایان رساند، فیلمی که به دلیل شروع جنگ داخلی ناتمام مانده بود. پس از فیلمبرداری فیلم La Dolores اثر فلوریان ری در سال 1940، او چند فصل را در فیلمبرداری بین اسپانیا و ایتالیا گذراند، جایی که در فیلم Conjura en Venecia ساخته Ladislao Vajda برجسته شد. او در نیمه اول این دهه در دو فیلم دیگر این کارگردان نیز به ایفای نقش پرداخت.El testamento del Virrey و Cinco lobitos، و همچنین در Raza و El escándalo، توسط José Luis Sáenz de Heredia; Huella de luz، El clavo، Eloísa está debajo de un almendro و Tierra sedienta، توسط Rafael Gil; Boda en el infierno و Los últimos de Filipinas، اثر Antonio Román، یا Tuvo la culpa Adán and Ella، él y sus millones، اثر Juan de Orduña. در سال 1946 به مکزیک نقل مکان کرد و تا سال 1953 در آنجا فیلمبرداری کرد، اگرچه فیلمبرداری دون کیکسو را به پایان رساند.د لا مانچا برای رافائل گیل در مادرید در سال 1947 که در تفسیر سانچو پانزا عالی بود.
او در سفر آزتکها به دستور برخی از کارگردانان اسپانیایی که در تبعید بودند، کار کرد و در Bel Ami، la historia de un canalla (بل امی، داستان یک رذل) اثر آنتونیو مومپلت برجسته شد. همچنین لازم به ذکر است که اجرای او در Allá en el rancho grande اثر فرناندو دی فوئنتس. پس از فیلمبرداری La venenosa، La virgen desnuda و Elmártir del calvario برای میگوئل مورایتا، و در نهایت، Educando a papá، برای فرناندو سولر، او دوباره برای فیلمبرداری در اسپانیا بازگشت، اگرچه در این مرحله او به طور قطع از تغییر با تئاتر دست کشید. از فعالیت های خود در پرده سینما، در این دهه در فیلم لادیسلائو وایدا، مارسلینو، پان ای وینو، که در آن بازی به یاد ماندنی در شخصیت فرای پاپیلا ارائه کرد که به خاطر آن موفق به دریافت Círculo de Escritores Cinematog شد، برجسته می شود.جایزه ráficos در سال 1955، نهادی که سال بعد او را برای کارش در Calabuch، فیلمی از Berlanga، متمایز کرد، که در همان سال جایزه Sindicato Nacional del Espectáculo (اتحادیه ملی نمایش) را به او داد. او همچنین برای Vajda، Aventuras del barbero de Sevilla، Tarde de toros و Mi tío Jacinto، و برای Berlanga، Los jueves، milagro، و همچنین در Historias de la radio و Diez fusiles esperan، برای Sáe فیلمبرداری کرد.nz de Heredia. آخرین حضور او در سینما در سال 1961 در فیلم فرای اسکوبا توسط رامون تورادو بود.
در تاریخ طولانی سینماییاش، او عمدتاً نقشهای امپرساریو و تاجر گاوبازی را بازی میکرد، اغلب با تصویر مکرر مردی عصبانی، با سیگار برگ هاوانا در بین انگشتانش، اگرچه رایج بود که در پشت آن نقاب تفسیری به او اجازه میدادند که خوشگلی خود را به رخ بکشد.
آن روحیه آسان گیر در او یکپارچه بود. اچe همیشه به خاطر صدای بسیار شخصی اش که بدون شک در سال های کار در تئاتر آموزش دیده بود برجسته بود.